![]() |
![]() |
|
|
پاسخ خودآزمايي هاي زبان فارسي (1) خودآزمايي درس اول( زبان ) صفحه 5 و 61- فرا گيري زبان بر اساس توانايي بالقوه ي انسان وبه تدريج و به طور طبيعي انجام مي گيرد؛ به همين دليل ، به نظر مي رسد كه استفاده از آن آسان است . همان طور كه كودك راه رفتن را با همه ي دشواري اش ،به طور ناخود آگاه فرا مي گيرد . 2- شناخت زبان به دليل پيچيدگي ، گستردگي و … دشوار است ؛ همان طور كه شناخت زندگي يا شناخت فكر و ذهن انسان دشوار به نظر مي رسد ؛ زبان ، نمود ذهن پيچيده ي انسان است . دليل ديگر اين است كه ما مي پنداريم چون طرز استفاده از زبان را مي دانيم ، پس خود آن را هم مي شناسيم و سعي در شناخت زبان را اغلب بيهوده مي دانيم ؛ مثلاُ اكثر ما رانندگي مي كنيم . اما در هنگام رانندگي از تك تك عملياتي كه انجام مي دهيم تا اتومبيل را سالم به مقصد برسانيم ، آگاهي نداريم . البته پيچيدگي دانش زباني از اين هم فراتر است و حتي هنوز براي زبان شناسان چگونگي فرا گيري اين زبان پيچيده توسط كودك در كوتاه ترين زمان ممكن – كه البته در مقايسه با دانش فرا گرفته كوتاه مي نمايد ـ يكي از شگفتي هاست . 3-ديو ، سيمرغ ، هما ، پري دريايي ، ققنوس . 4- كيوي ، موبايل ( تلفن همراه ) ، كامپيوتر ( رايانه ) . 5-خير ، همان طور كه به سادگي راه مي رويم امِا فرايند راه رفتن ـ چگونگي حفظ تعادل و فرمان هاي مغز ، را نمي شناسبم ، از زبان نيز استفاده مي كنيم . حال آن كه شناخت زبان موضوعي متفاوت است . 6-زبان ، نظام، ارتباط، پيام رساني ، انسان . 7- نامه مي نويسيم ، كتاب مي خوانيم ، فيلم مي بينيم ، سخنراني مي كنيم و… خود آزمايي درس دوم (جمله ) صفحه 11 و 121- جمله
نهاد گزاره علماي بزرگ دائم در لشكرگاه رفت و آمد داشتند . غزالي از برخورد با آن ها بهره ها يافت . با بعضي از آن ها مناظره مي نمود . شايد از بسياري از آن ها استفاده مي كرد. اين آشنايي با علماي مختلف نام و آوازه ي او را بلند مي كرد . خواجه نظام الملك وي راهرروز بيش تردرخوراحترام ونواخت مي يافت. 2 – سعدي وحافظ. . . - شاهنامه . . . - كاوه ي دادخواه . . . - شناسه . . . - نهاد. . .. - مغولان . . . 3 - گلستان سعدي ، يكي از آثار بزرگ زبان فارسي است . - برادر بزرگم ،فريدون ، به مسافرت رفت . - مولانا جلال الدين اثر ارزشمند مثنوي معنوي را خلق كرد . - دانشگاه ، محل تعليم و تربيت است . - نهاد ،يكي از دو بخش اصلي جمله است . - پسر عموي حسن ، هر روز به كتابخانه مي رود . 4 - جمله
نهاد گزاره عقاب ها بر ستيغ كوه آشيانه مي سازند.(ـَـً ند) پرندگان بلند پرواز بر ستيغ كوه آشيانه مي سازند.(ـَـ ند) عقاب بر ستيغ كوه آشيانه مي سازد .(ـَـ د) آن ها بر ستيغ كوه آشيانه مي سازند.(ـَـ ند)
جمله
نهاد گزاره پيرمرد كودكان را به خانه رساند .(ф ) پيرمرد كودك را به خانه رساند. (ф ) پيرمرد او را به خانه رساند . (ф ) 1 پيرمرد او را به خانه مي رساند . (ф ) پيرمرد او را به خانه رسانده بود . (ф ) 1- اگر می رساند را ماضی استمراری بگيريم نهاد پيوسته(ф ) است و اگر مضارع اخباری به حساب آوريم شناسه (ـَـ د) خواهد بود . جمله
نهاد گزاره انسان آگاه وظيفه اش را به خوبي انجام مي دهد .(ـَـ د) اعضاي جامعه وظيفه شان را به خوبي انجام مي دهند .(ـَـ ند) دانش آموز وظيفه اش را به خوبي انجام مي دهد .(ـَـ د) ما وظيفه مان را به خوبي انجام مي دهيم.(ـَـ يم) همه ي اعضاي خانواده وظيفه شان را به خوبي انجام مي دهند.(ـَـ ند) شما وظيفه تان را به خوبي انجام مي دهيد . (ـَـ ايد )
5 – زبان پديده اي رازآلود و شگفت انگيز ، بسيار پيچيده وگسترده وموهبتي الهي است كه انسان را به مقام اشرف مخلوقات رسانده است . اين پديده ي نظام مند كه انسان به راحتي و سادگي از آن استفاده مي كند .دربردارنده ي اسرار پيچيده اي است كه شناخت و توصيف آن را بسيار دشوار مي سازد .
خودآزمايي درس سوم ( مروري بر نگارش دوره ي راهنمايي ) صفحه 15 و 161 – يكي بود يكي نبود . غير از خدا هيچ كس نبود . پيرمرد خار كني بود كه هر روز به بيابان مي رفت و خار جمع مي كرد،(يا با رفتن به بيابان خار جمع می کرد ) روزی به هنگام جمع آوری خار،يك مرتبه (ناگهان) چشمش به كوزه اي پر از اشرفي افتاد . آن را برداشت و به خانه شان رفت . هنگام شب به زنش گفت :اين كوزه بايد متعلق به حاكم باشد كه آن را در بيابان مخفي كرده است پس بهتر است آن را به حاكم تحويل دهم(بر گردانم) . حاكم حتماًپاداش خوبي به من مي دهد . زن كه ساده دلي شوهرش را ديد ، نيمه شب اشرفي ها را برداشت و به جاي آن ها كلوخ ريخت . فردا صبح زود ، خاركن به جاي رفتن به صحرا به قصر حاكم رفت. وقتي به قصر رسيد متوجه نبود اشرفي ها شد(متوجه شد اشرفی ها نيست ) امّا راه برگشت هم نداشت . با تـرس ولرز پيش حاكم رفت و گفت : من خاركن پيـری هـستم و يك گـاو دارم و شيـرش را با اين كلوخ ها وزن مي كنـم و بـه مـردم مي فروشم ، براي اين كه مطمئن شوم كم فروشي نمي كنم ،مي خواستم كلوخ هايم را با وزنه ي دربار آزمايش كنم(بسنجم) تا از درستي وزن آن ها خيالم راحت شود (آسوده خاطر شوم ). حاكم كه درست كاری پيرمرد را ديد ، او را تشويق كرد ويك مشت اشرفي به او داد . پيرمرد خوشحال و شادم به خانه برگشت . تفاوت دو نوشته : هيشكي ←هيچ كس / يه ← يك / مي رف ← مي رفت / بيابون← بيابان / وختي← وقتي / داش ← داشت / خارا رو ← خارها را / يهو ← يك مرتبه ( ناگهان) / چشش ← چشمش / او نو← آن را / خون شون← خانه شان / بايس ← بايد / قايمش كرده ← مخفي كرده است / هر روز مي رفت بيابون ← هر روز به بيابان مي رفت ./ 2 – الف ) نقش مطبوعات در اطلاع رساني چيست ؟ ب ) وظايف مطبوعات در برابر ملت ودولت را بيان كنيد . پ ) مطبوعات چه تأثيري بر رفتارهاي فردي و اجتماعي دارد؟ ت ) مطبوعات چه تأثيري بر حركت هاي عمومي و سياسي دارد ؟ ث ) نقش مطبوعات را در رشد و تعالي فرهنگي جامعه بيان كنيد . 3 - تكليف دانش آموزان است . 4 - الف ) هيزم شكن به جنگل مي رود : جمله
نهاد گزاره هيزم شكن به جنگل مي رود ب ) زبان يكي از جنبه هاي راز آميز وجود انسان است : جمله
نهاد گزاره زبـــان يكي از جنبه هاي رازآميز وجود انسان است . 5 – خانم سعيدي كارشناس (ليسانسيه ی ) زبان و ادبيات فارسي است . وي درباره ي ديوان پروين اعتصامي شاعر مشهور ايران چنين گفت : « ما مدينه ي فاضله اي از ارزش هاي اخلاقي را در ديوان پروين مي بينيم . » 3 خودآزمايي درس چهارم ( جمله واجزاي آن ) صفحه 20 و 211 – قدر وقت را بدانيم : جمله اي سه جزئي با مفعول كه نهاد آن صفر است ( گزاره ي اين جمله دو جزء دارد : مفعول + فعل ) جمله
نهاد گزاره مفعول فعل قدر وقت را بدانيم مدير آموزشگاه ما را نشناخت . ( جمله اي سه جزئي با مفعول ) گزاره ي اين جمله دو جزء دارد : مفعول + فعل . جمله
نهاد گزارهمفعول فعلمدير آموزشگاه ما را نشنــاختتجربه هاي بسياري از سفر برگرفتيم . ( جمله ي چهار جزئي با مفعول و متمم ) گزاره ي اين جمله سه جزء دارد : مفعول + متمم + فعل .ا
|
|
اول شخص مفرد |
مصدر |
ماضي ساده |
ماضي استمراري |
ماضي بعيد |
ماضي التزامي |
ماضي نقلي |
مضارع اخباري |
مضارع التزامي |
آينده |
|
ديدن |
ديدم |
مي ديدم |
ديده بودم |
ديده باشم |
ديده ام |
مي بينم |
ببينم |
خواهم ديد | |
|
پذيرفتن |
پذيرفتم |
مي پذيرفتم |
پذيرفته بودم |
پذيرفته باشم |
پذيرفته ام |
مي پذيرم |
بپذيرم |
خواهم پذيرفت |
دومشخص مفرد |
مصدر |
ماضي ساده |
ماضي استمراري |
ماضي بعيد |
ماضي التزامي |
ماضي نقلي |
مضارع اخباري |
مضارع التزامي |
آينده |
ديدن |
ديدي |
مي ديدي |
ديده بودي |
ديده باشي |
ديده اي |
مي بيني |
ببيني |
خواهي ديد | |
پذيرفتن |
پذيرفتي |
مي پذيرفتي |
پذيرفته بودي |
پذيرفته باشي |
پذيرفته اي |
مي پذيري |
بپذيري |
خواهي پذيرفت |
3-سوم شخص جمع : (دو مصدر ديدن و پذيرفتن )
|
سوم شخص جمع |
مصدر |
ماضي ساده |
ماضي استمراري |
ماضي بعيد |
ماضي التزامي |
ماضي نقلي |
مضارع اخباري |
مضارع التزامي |
آينده |
|
ديدن |
ديدند |
مي ديدند |
ديده بودند |
ديده باشند |
ديده اند |
مي بينند |
ببينند |
خواهند ديد | |
|
پذيرفتن |
پذيرفتند |
مي پذيرفتند |
پذيرفته بودند |
پذيرفته باشند |
پذيرفته اند |
مي پذيرند |
بپذيرند |
خواهند پذيرفت |
4 – نشسته است ، مي نگريست ، نمي پذيرد . مي رود ؛ مصدر ، بن ماضي ، بن مضارع و صفت مفعولي بسازيد .
فعـــل |
مصدر |
بن ماضي = ( مصدر مرخم ) |
بن مضارع |
صفت مفعولي |
|
آورده است |
آوردن |
آورد |
آور |
آورده |
|
نشسته است |
نشستن |
نشست |
نشين |
نشسته |
|
مي نگريست |
نگريستن |
نگريست |
نگر |
نگريسته |
|
نمي پذيرد |
پذيرفتن |
پذيرفت |
پذير |
پذيرفته |
|
مي دود |
دويدن |
دويد |
دو |
دويده |
5 – مي نويسد ، مي رود ، بروند ، خواهيم آمد ، مي آيند ، خواهند شنيد .
فعـــل |
گذشته ي ساده |
گذشته نقلي |
گذشته بعيد |
|
مي نويسد |
نوشت * |
نوشته است * |
نوشته بود * |
|
مي رود |
رفت * |
رفته است * |
رفته بود * |
|
بروند |
رفتند |
رفته اند |
رفته بودند |
|
خواهيم آمد |
آمديم |
آمده ايم |
آمده بوديم |
|
مي آيند |
آمدند |
آمده اند |
آمده بودند |
|
خواهند شنيد |
شنيدند |
شنيده اند |
شنيده بودند |
در فعل هايي كه با ستاره مشخص شده اند ، شناسه ي «ـًـ د » به ф)) تبديل شده است .
6- تكليف دانش آموز است .
7- الف ) با واج هاي / ك ، ــِـ ،ت،ا، ب ، ر ، ا ، د ، و ، س ، ت ، د ، ا ، ر ، ــَـ ، م / 1- نشانه هاي ( واژه هاي ) «كتاب» ، « را » ، « دوست » ،
« دارم » را مي سازيم ؛ 2 – با اين واژه ها جمله ي « كتاب را دوست دارم » مي سازيم .
ب ) 1 – با تركيب واج هاي / ش ، ــِ ، ع ، ر / واژه ي « شعر » را مي سازيم . 2 – با تركيب واژه هاي « شعر » ، « آفرينش » ، « زيبايي » و
« است » جمله ي « شعر ، آفرينش زيبايي است » مي سازيم .
پ ) 1- با تركيت واج هاي / ء ، ــِ ، ن ، س ،ا ،ن / واژه ي « انسان » را مي سازيم .2- با تركيب واژه هاي « انسان » « تلاشگر» و « است » جمله ي « انسان ، تلاشگر است » مي سازيم .
8 – تهيه ي لباس ، تعيين قيمت ، تحقيق وبررسي ، اعماق دريا ،نامه ي مزبور ، راجع به درس ، تشكر و سپاسگزاري ،وهله ي اول ، ملوك گذشته .
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بنام خداوند جان وخرد
هدف از ایجاد این وبلاگ موضوعات زیر می باشد: ۱-برنامه حضور گروه در سازمان ۲-شماره تلفن تماس با گروه ۳-معرفی سایتهای موجود در گروه درسی ادبیات فارسی ۴-معرفی نرم افزارهای موجود در درس زبان و ادبیات فارسی ۵-نتایج نقد وبررسی کتب درسی ۶-نظر خواهی از همکاران در موضوعات مختلف ۷-بارم بندی وبودجه بندی کتب درسی ۸-معرفی استانداردها ۱۰-فراخوان مسابقه ۱۱لیست منابع علمی در گروه ۱۲-عناوین شاخصهای ارزیابی کلاس دبیر اعضای گروه: 1-رحیم تبریزی ، سر گروه 2-غلامحسین فرشباف زیرک کار ، عضوگروه 3-حکیمه خوش نظر ،عضو گروه |
|
RSS
|